صبح بیدار شدم با یه حس خوب ، رفتم دم پنجره ، برف نو رو دیدم ، کلی ذوق کردم ، کلی حس خوب اومد سراغم ، قهوه دم کردم و نشستم به برف هایی که ریز ریز از آسمون می بارید نگاه کردم ، بعدش با میم رفتیم استخر ، توی اون سرما! ولی بهش نیاز داشتیم ، به خاطر اسباب کشی و کلی کاری که کرده بودیم نابود شده بودیم هر دو! رفتیم که کمی ریلکس کنیم ، رفتیم و برگشتیم و انگار کن از یه در رفتی تو  و از در دیگه ای اومدی بیرون و وارد یه داستان دیگه ای شدی! 

به خاطر گرون شدن بنزین خیابون ها حسابی شلوغ پلوغ شده بود ، شهر خاکستری شده بود! یه انرژی سنگین و بی خودی حکم فرما شده بود ، اینترنت قطع شد برای یک هفته و. 

رفتیم منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

فارسی دنیای آموزش شب فروش و صادرات کلم قرمز ابزاری فیریجات دانلود رایگان 11 موزیک ساری | دانلود آهنگ جدید | موزیک ساری|ساری موزیک |Music Sari